سلام بچه ها از همه وبلاگ نويسها ميخوام افتخاراتشون رو به صورت طنز بنويسن تا نظرات دوستان رو ببينيم
1 شماره دادن خانم پرستار به بنده ي حقير در سن 45 دقيقه گي پس از مشاهده بدن عريان بنده [و البته شا—شي---دن بنده به هيكلش به منظور نهي از منكر]
اصلاحيه : برادر پامي شما در خونه به دنيا اومديد
2 شروع با سواد شدن در فنج سالگي و گفتن ديكته و نوشتن مقش هاي برادر بزرگتر در شيش سالگي كه موجب تعجب كارشناسان شده بود.
اصلاحيه : اين موضوع واقعيت داره و نياز به اصلا ح نداره
3 قهرماني در مسابقات قايم موشك [قايم باشك]، الك دولك و خرپليس.
اصلاحيه : در تاريخ محل زندگي تون اصلا سابقه الك دو لك نداريد
4 حضور افتخاري در بازي لِي لِي به دعوت از دختركان همسايه.
اصلاحيه : تا جايي كه من يادمه تو خودت به زور وارد بازي اونا مي شدي
5 عاشق شدن در سن هفت سالگي!!!
اصلاحيه : آره اون موقع من يه كاپشن شاخ خريده بودم تو كپ كردي
6 انتصاب به مقام مفصري در سه پايه ي ابتدايي و انتخاب به عنوان بهترين شاگرت مررسه در پايه فنجم.[حفظ عمه جز و زيارت عاشورا و مسابقات قرآن هم بماند توشه ي آخرتمان!]
اصلاحيه : شرمنده كه اينو ميگم ولي اون لوح تقديرا و جايزه ها رو كه بابات برات درست ميكرد - سوره ناس و حمد رو ميگي عمه جزئ
7 فعاليت در شغل شريف تقلب رساني از براي تحصيل خرج و مخارج تحصيل از پايه دوم ابتدايي كه موجب ارتقاي تحصيلي افرادي شد كه تمامي معلمين از آنها مايوس شده بودند.
اصلاحيه : تقلب رساندن به منظور كتك نخوردن از شاخ كلاس و سالم رسيدن به خونه
8 حذف از ليست دانش آموزان انتخابي براي مكتب تيزهوشان و تيم فينگ فنگ مدرسه به ترتيب در پايه ي پر افتخار فنجم و مدرسه راهنمايي به دليل خارجي بودن و حضور در گروهك هاي تروريستي و منشا بيماري وبا بودن.
اصلاحيه : آويزون بودن به ناظم و معلم ورزش جهت ارسال به مسابقات كه با شكست مواجه شد
9 نپرداختن حتي يك شاهي براي فلافل در دوران راهنمايي بخاطر رفيق هاي پاكار و يك بار هم استفاده از شلوغي فلافلي و فرار.
اصلاحيه : نپرداختن هزينه فلافل توسط دوستان به دليل پاكار بودن پامي و متقبل شدن تمامي هزينه ها
10 خلاف ترين سنگين: حمل چاقو، پنجه بوكس، دستمال يزدي، عسك هاي اونجوري در كيف مدرسه.
اصلاحيه : باز هم از ترس شاخ هاي كلاس مجبور به قايم كردن وسايل ناجور آنها تا زنگ آخر و پذيرش مالكيت آنها در هنگام لو رفتن
11 سنگين ترين خلاف: پوشيدن شلوار كردي.
اصلاحيه : آره كه به خاطر پوشيدنش در محل ناجور لت خوردي
12 پيدا كردن كودكي در راه مانده به نام پاميزوس و انتخاب نام خانوادگي سنگدل برايش در اوايل دوران جواني.
اصلاحيه : آزاد شدن كودكي از خانه اصلاح تربيت و شاخ به شاخ شدن آن با تو
13 عبور از سد كنكور 2 مراتب يك بار با رتبه ي چهل هزار و يك بار با رتبه ي چهل هزار .محض ايجاد تنوع!
اصلاحيه : عبور از سد كنكور يك بار چهل هزار و بار ديگر بيش از پنجاه هزار
14 نداشتن هيچ دوست دختري خارج از دنياي اينترنت عليرغم موقعيت شغلي و تحصيلي و بهره مندي از چهره اي فتوژنيك.
اصلاحيه : محل نگذاشتن هيچ دختر به منظور داشتن دماغ بيش از حد قلمي
15 تسلط به تايپ 9 انگشتي [بدون انگشت شصت راست] به زبانهاي فارسي انگليسي و فينگيليش.
اصلاحيه : تسلط به روشن كردن كامپيوتر با هر بيست انگشت دست و پا
16 بازي كردن فوتبال و فوتسال با چپ قاي! [قاي=فوت!]
اصلاحيه : جمع كردن توپ از پشت دروازه با پاي چپ
17 هك آيدي دو دختر در جواب شاخ بازيشان و كمك رساني به هك صدها آيدي سايت كلوب دات كام [كدهاي هك نوشته ي اينجانب مي باشد و به كسي داده نمي شود حتي شما دوشت عژيژ!]
اصلاحيه : يكي از نجات يافتگان از هك آيدي ها كلوب دات كام كه هنوز هم آثارش در بعضي از جاهاي بدنش مونده و به دوست عزيزشم نشون نميده
18 پايبندي به 2 قانون مهم در زندگي: «الف – پاميزوس فقط با دختري دوست مي شود كه بخواهد با آن دختر ازدواج كند. ب ـ پاميزوس با دختري ازدواج مي كند كه با هيچ پسري دوست نشود.»
اصلاحيه : پايبند بودن به اهميت دوست دختر داشتن و ازدواج در اسرع وقت با هر كي شد (فقط بشه )
19 داشتن آيدي بدون underline ، عدد و حروف اختصاري [pamizos@yahoo.com] و خرسندي بسيار زين افتخار بزرگ و كم آوردن Gmail و ممانعت از انتخاب نام كاربري pamizos همينجوري الكي!
اصلاحيه : ايجاد آيدي براي آموزش پسر همسايه و آشنا شدن اتفاقي با نام پامي
20 سرودن گوگل تا شعر عاشقانه در همه فورمت هاي موجود در بازار و ارتباط ايميلي با سيد ابوطالب مظفري و مولاناي رومي بلخي.
اصلاحيه : آف گذاشتن براي سيد ابوطالب مظفري به اميد اين كه شايد جوابمو بده
21 چشم تو چشم شدن با حسين رضازاده در فلكه 72تن.
اصلاحيه : رفتن به باشگاه سر هفتاد و دو تن به اميد اين كه روزي رضازاده بشم
22 حضور در سخنراني دكتر رحيم پور ازغدي در دانشگاه تهران به همراه دانشجويان خارجكي و پخش از شبكه يك به همراه يك كلوزآپ از چهره ي فتوژنيك بنده ي حقير. [به جون ميم قسم نشون دادن! مدارك در آرشيو صداوسيما موجود ميباشد]
اين نيازي به اصلاح نداره
23 نداشتن هيچ خاطره اي از شب ادراري با توجه به حافظه ي بسيار قوي.
اصلاحيه : نداشتن هيچ خاطره اي از شبي بدون ادرار در زندگي طبق روايات ناقله
24 زنده ماندن تا ظهور آقا امام زمان(عج) بنا به روايتي!
اصلاحيه : اجراي انواع گونا گون غسل به اميد زنده ماندن تا ظهور آقا
25 نديدن سريالهاي LOST ، PRISON BREAK ، JOMONG و دلنوازان به منظور جواد نشدن!
اصلاحيه : نديدن برخي از قسمت هاي سريال هاي دلنوازان و جومونگ به دليل بيرون رفتن با دوستم جواد
26 سفر به سرزمين مادري 3 مراتب آن هم از نوع تهنايي.
اصلاحيه : سفر به سرزمين مادري يك بار با پدر گرامي و دو بار ديگر تهنايي
27 بيان نظريه ي «عينيت» در علم فيزيك و عاجز ماندن بزرگاني چون ابوريحان بيروني و دروني، نيوتن ، پاسكال، مگاپاسكال، گيگابايت و... در رد آن: «اجسام فقط زماني وجود دارند كه به آنها نيگا مي كنيم در غير اينصورت غيب ميشوند»
اصلاحيه : بيان نظريه خريت كه ابو ريحان و برو بچ كلي بهمون خنديدند
28 نويسندگي در وبلاگ كودكان استثنائي.
اصلاحيه : عضويت در سازمان كودكان استثنايي (تازه سازمانمون يه وبلاگم داره )
29 اميد به آينده اي روشن.
اصلاحيه : نا اميد شدن از زندگي وقتي كه صاب كار پولمو نميده
30 [ناليلي...]


